معنی مؤمننهاد
5 بازدید
[ مُ ءْ مِ نِ / نَ ] (ص مرکب) آنکه فطرتاً مؤمن است. مؤمن سرشت : این هیون هین و این جمل مؤمن نهاد موم سرشت لین را گناهی نیست. (مرزبان نامه ص ۳۷۱). و رجوع به مؤمن شود.
کلمات همقافیه با «مؤمننهاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر