معنی مؤخر

معنی مؤخر

5 بازدید
[ مُ ءْ خَ ] (ع اِ) مُؤْخِر. مؤخرة. رجوع به مؤخِر شود.
[ مُ ءْ خِ ] (ع اِ) مُؤْخَر. گوشهٔ چشم به طرف گوش. (غیاث) (آنندراج). - مؤخرالعین؛ دنبالهٔ چشم. (ناظم الاطباء). گویند: نظر الیه بمؤخر عینه او بمقدم عینه؛ دید او را به دنبالهٔ چشم به کنج چشم. || مؤخرالرحل؛ دنبالهٔ پالان. (منتهی الارب).
[ مُ ءَخْ خِ ] (ع ص) مبنیاً للفاعل، سپس گذارندهٔ چیزها و نهندهٔ آنها بجای آنها و این از صفات باری تعالی است. (منتهی الارب). فراپس دارنده. (مهذب الاسماء). سپس گذارندهٔ چیزها و نهندهٔ هر چیز به جایش و این از صفات باری تعالی جل شأنه می باشد. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || (اِ) موخرالعین؛ دنبالهٔ چشم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || مؤخرالرحل؛ دنبالهٔ پالان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
[ مُ ءَخْ خَ ] (ع ص) مبنیاً للمفعول، سپس چیزی. خلاف مقدم. گویند: ضرب مقدم رأسه و مؤخر رأسه. (منتهی الارب). مؤخر [ مُ ءَ خ خِ ] . سپس گذاشته شده و سپس مانده. (ناظم الاطباء). واپس داشته شده. (یادداشت مؤلف). بازپس. (دهار). سپس چیزی خلاف مقدم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). آن که پس از دیگری است. مستأخر. پسین. خلاف مقدم. مقابل مقدم. (از یادداشت مؤلف): ... به وجود آخر و به زمان مؤخر آمد. (سندبادنامه ص ۱۳)... در سلسلهٔ زمان مؤخر... (سندبادنامه ص ۱۴). || (اِ) دنبالهٔ چشم. (یادداشت مؤلف). - مؤخرالعین؛ دنبالهٔ چشم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). لحاظ. دنبال چشم. دنبالهٔ چشم. آن طرف چشم که دنبالش صدغ است. (یادداشت مؤلف). گوشهٔ چشم. (مهذب الاسماء). || مؤخرالرحل؛ دنبالهٔ پالان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || (اِخ) (اصطلاح فلکی) نام منزل بیست و هفتم از منازل قمر و آن دو ستاره است مثل مقدم در برج حوت. (غیاث) (آنندراج). دو کوکبند روشن، میان ایشان مقدار نیزه ای از کواکب قوس مجتمع؛ و عرب این هر دو را به مرغهای دلو مانند کنند، یعنی موضعهایی که آب برون می ریزد و آن منزل بیست و هفتم است از منازل قمر و رقیب آن هواست. (جهان دانش ص ۱۲۴).

کلمات هم‌قافیه با «مؤخر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید