معنی مؤتمر
4 بازدید
[ مُ ءْ تَ مِ ] (ع ص) فرمان برنده. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). فرمان بر. فرمانبردار. (غیاث). || مشورت کننده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (غیاث). || قصدکنندهٔ کاری. قصدنمایندهٔ کاری. || فرماینده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || (اِ) نام روزی از روزهای عجوز. (منتهی الارب). || نام پسین روز از روزهای عجوز. ج، مآمر، مآمیر. (ناظم الاطباء). روز پنجم ایام عجوز. (مهذب الاسماء). نام روز پنجم است از هفت روز بردالعجوز. (آثارالباقیه). || نام ماه محرم. (ناظم الاطباء). محرم. (و به این معنی با الف و لام و بدون آن نیز آید). (منتهی الارب) (آنندراج). نام ماه محرم به جاهلیت. (یادداشت مؤلف). نامی است ماه محرم را. (مهذب الاسماء). ج، مآمر، مآمیر. (منتهی الارب).[ مُ ءْ تَ مَ ] (ع اِ) کنگره. کنفرانس. مشورتگاه. کنگاشگاه. جای رایزنی و مشاورت: مؤتمر اسلامی. (یادداشت مؤلف). || (ص) امرشده. مأمور. (یادداشت مؤلف): گفتم به امر ایزد مأمور گشت خلق گفتا به امر باشد مأمور و مؤتمر.ناصرخسرو. هر امیری کو شبانی بشر آن چنان آرد که باشد مؤتمر... لاجرم حقش دهد چوپانیی برفراز چرخ مه روحانیی.مولوی.
کلمات همقافیه با «مؤتمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر