معنی مؤانسة
5 بازدید
[ مُ آ نَ سَ ] (ع مص) با کسی مؤانست کردن. (مجمل اللغة). با کسی مونسی کردن. (دهار). انس گرفتن با کسی. (ناظم الاطباء). کسی را مونسی کردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). انس دادن. (آنندراج). و رجوع به مؤانست شود.
کلمات همقافیه با «مؤانسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر