معنی مؤاجرة
4 بازدید
[ مُ آ جَ رَ ] (ع مص) به کرایه دادن. (منتهی الارب) (آنندراج). به کرایه دادن خانه را؛ آجرت زیداً الدار، و آجرت الدار زیداً. (ناظم الاطباء). چیزی به مزد کسی دادن. (دهار). چیزی به مزد فراکسی دادن. (المصادر زوزنی) (از تاج المصادر بیهقی). || کرایه گرفتن خانه را از کسی: آجرت من زیدالدار. (ناظم الاطباء). || مباح کردن زن نفس خود را به مزد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || اجیر کردن کسی را. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || در دهان کسی نیزه زدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مؤاجرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر