معنی مؤاجر
3 بازدید
[ مُ آ جِ ] (ع ص) مواجر. به کرایه دهنده. (یادداشت مؤلف). و رجوع به مواجر شود. || مواجر. مرد مفعول تن فروش : آیبک به زور بازوی خود مغرور بود و امرای بزرگ را خطاب کُنده و مؤاجر کردی. (بدایع الازمان فی وقایع کرمان).
کلمات همقافیه با «مؤاجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر