معنی مأویگه
5 بازدید
[ مَ ءْ وا / وی گَ هْ ] (اِ مرکب) مأواگه : گویند مرا چون سلب خوب نسازی مأوی گه آراسته و فرش ملون. اسماعیل بن نوح (از لباب الالباب چ نفیسی ص ۲۳). مأوی گه جیفهٔ حسودت جز سینهٔ کرکسان مبینام. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۵۱۴). رجوع به مأواگه شود.
کلمات همقافیه با «مأویگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر