معنی مأسدة
7 بازدید
[ مَ ءْ سَ دَ ] (ع ص، اِ) ارض مأسدة؛ زمین شیرناک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جایی که شیر بسیار باشد یا در آنجا شیران را تربیت کنند. ج، مآسد. (از اقرب الموارد). شیرستان. بیشه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || جِ اَسَد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (ذیل اقرب الموارد). جمع اسد که شیر نر باشد. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مأسدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر