معنی مأثم
7 بازدید
[ مَ ءْ ثَ ] (ع اِ) پاداش بزه. (منتهی الارب). پاداش بزه و گناه. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گناه. (از اقرب الموارد). اثم. گناه. جناح. ذنب. جرم. عصیان. معصیت. بزه. ناشایست. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (مص) گناه کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || پاداش گناه دادن کسی. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مأثم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثم» برای سرودن شعر