معنی لیفرجان
6 بازدید
[ فَ ] (اِخ) دهی از دهستان بخش قیروکارزین شهرستان فیروزآباد، واقع در ده هزارگزی خاور قیر و ساحل باختری رودخانهٔ قره آغاج. جلگه، گرمسیر و مالاریائی. دارای ۳۹۵ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ قره آغاج. محصول آن غلات و برنج. شغل اهالی زراعت و باغبانی و راه آنجا مالرو است. این ده را نفرقون نیز گویند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «لیفرجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر