معنی لیفة
6 بازدید
[ فَ ] (ع اِ) یکی لیف. پاره ای از پوست درخت خرما و آن اخص است از لیف. (منتهی الارب). || انطاکی گوید: گیاهی است سرخ و خاردار و به شکل خیار کوچکی و نائب مناب قثاءالحمار در افعال و در نواحی مصر کثیرالوجود و زیاده از یک درهم قتال است.
کلمات همقافیه با «لیفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر