معنی لیاء
5 بازدید
[ لِ ] (ع اِ) لوبیا. (فهرست مخزن الادویه). دانه ای است شبیه به نخود که بخورند آنرا. (منتهی الارب). چیزی است مثال نخود بخورند آنرا. (مهذب الاسماء). نوعی از حبوبات مانند نخود نیک سپید و بدان زنان را صفت کنند به سپیدی. فیقال: کانها لیاة. و رجوع به لوبیا شود. || نوعی از ماهی که از پوست آن سپر نهایت محکم و نیکو باشد. || زمین دور از آب. لیا (مقصوراً). لَیّاء. (منتهی الارب).[ لَ یْ یا ] (ع اِ) لیا. لیاء. زمین دور از آب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لیاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر