معنی لیا
4 بازدید
[ لِ یْ یا ] (اِخ) نام یکی از دو دختر شعیب، زن یعقوب. نام دختر مهتر لیان که یعقوب او را تزویج کرد و یعقوب را شش فرزند از بطن وی در وجود آمد: روبیل، شمعون، لاوی، یهودا، زبالون (زابلون، قاموس الاعلام ترکی)، یشجر یا بشناجر (اساحر، قاموس الاعلام ترکی). (حبیب السیر ج ۱ ص ۲۳ و قاموس الاعلام ترکی): یکی بود از آن هر دو لیّا به نام چو سرو روان و چو ماه تمام. شمسی (یوسف و زلیخا). و رجوع به لیئة شود.[ لِ ] (ع اِ) لیاء. لیّاء. زمین دور از آب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر