معنی واژه لگامگیری
4 بازدید
[ لُ / لِ ] (حامص مرکب) عمل لگام گیر. گرفتن لگام اسب به قصد پیاده کردن راکب آن تعظیم را: چون زمین میهمان پذیری کرد و آسمان را لگام گیری کرد.نظامی. حیرتش چون خطرپذیری کرد رحمت آمد لگام گیری کرد.نظامی. دل در اندرز و جان پذیری کن یک زمانش لگام گیری کن.نظامی.