معنی لویه
8 بازدید
[ یَ / یِ ] (اِ) هر ته از جامه. لای. تاه. توه. تو. و بیشتر در لباس استعمال کنند. و هر ته از جامه را خوانند که آن را تاه نیز گویند: جامهٔ جنگ تو یک لویه همی گشت که خصم نطفه را در رحم از حملهٔ ایتام گرفت. انوری.[ یِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان مرکزی بخش رودبار شهرستان رشت، واقع در شش هزارگزی شمال رودبار و دوهزارگزی باختر شوسهٔ رشت. کوهستانی و سردسیر. دارای ۶۲۹ تن سکنه. آب آن از شاه جوب و چشمه. محصول آنجا زیتون، غلات و میوه جات، شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان شال بافی و راه آن مالرو است و قلعهٔ خرابه ای در وسط رودخانهٔ سفیدرود واقع که متعلق به لویه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «لویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر