معنی لویشن
6 بازدید
[ لَ وی شَ ] (اِ) لویش. لبیشه. لویشه. لباشه. لواشه. لباچه. رجوع به هر یک از مدخل ها در ردیف خود شود: لطف او شد نشیمن صهبا قهر او شد لویشن دریا. خاقانی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «لویشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر