معنی لوحناخوانده
5 بازدید
[ لَ / لُو خوا / خا دَ / دِ ] (ن مف مرکب) که لوح نخوانده باشد. که مبادی نخستین خواندن نداند. در فرهنگ سکندرنامه مراد از لوح ناخوانده، شعرای خام است. (آنندراج). || کنایه از علم لدنی باشد و آن مخصوص پیغمبران و امامان است. (برهان). در بعض شروح، مراد از کتب غیرمروج و در بعض شروح کنایه از لوح محفوظ است. (غیاث).
کلمات همقافیه با «لوحناخوانده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر