معنی لواف
7 بازدید
[ لَ وْ وا ] (ع ص) گستردنی زلیه ساز. (منتهی الارب). لباف (در تداول عامهٔ فارسی زبانان). جوال باف. پاتاوه باف. پلاس باف. (مهذب الاسماء) (ملخص اللغات حسن خطیب). پای تابه فروش. (مهذب الاسماء). صاحب آنندراج گوید: کسی که ریسمان و جدار (؟) و کره (؟) و غیره سازد و این عربی است و به فارسی شالنگی و در هندوستان شلنگی گویند: من عاشق خستهٔ مستمند ز لواف افتاده ام در کمند ز مویی که او ریسمان بافته رگم را به تار غمش تافته. میرزا طاهر وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «لواف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر