معنی لواص
5 بازدید
[ لَ ] (ع اِ) پالوده. فالوده. (منتهی الارب). و لعلک امرت خادمک ان یشتری لک من الحلوانی شیئاً من الفالوذ او الفالوذج، لکن هل فکرت ان یشتری لک شیئاً من الملوص و المزعزع و المزعفر او اللمص او اللواص او المرطراط او السرطراط الی اخواتها و کلها تعنی الفارسیة الاولی. (نشوء اللغة العربیة ص ۹۱). || انگبین صافی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لواص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر