معنی لواشک
5 بازدید
[ لَ شَ ] (اِ مصغر) لواشی که از ربّ سطبرشدهٔ آلوچه، آلو، قیسی و امثال آن کنند. لواشه. آن آلو یا گوجه است که پزند و پوست و هستهٔ آن را دور کنند و به قوام آرند و چون نان لواش نازک سازند خوردن را. چیزی چون نانهای لواش پهن و مدور که از شیرهٔ قوام آمدهٔ آلو کنند. || لواش خُرد. مصغر لواش (نان).
کلمات همقافیه با «لواشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر