معنی لواش
4 بازدید
[ لَ ] (اِ) نان تنک. (جهانگیری). رُقاق. نان تنک و نرم و نازک. رُقاقه. نان تنک نرم. (برهان). نان تنک و نرم از گندم. این کلمه در ترکی مستعمل است. (از غیاث اللغات). لباش. (آنندراج از جهانگیری): گر عمرنامی تو اندر شهر کاش کس بنفروشد به صد دانگت لواش.مولوی. پوز خود را لویشه کردستم تا طمع بگسلد ز قرص لواش.نزاری. وآنگهی بر صف لواش زند یا علی گوید و بر آش زند. یحیی کاشی (در هجو اکول از آنندراج).
کلمات همقافیه با «لواش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر