معنی واژه لنگ شدن
5 بازدید
[ لَ شُ دَ ] (مص مرکب) از یک پای عاجز شدن. شل شدن. در پای کوتاهی یا شکستگی یافتن. اقعاد. (منتهی الارب). || لنگ شدن کاری؛ تعطیل شدن آن. به علتی معوق و معطل ماندن آن. متوقف ماندن آن. - لنگ شدن کاروان یا قافله؛ اقامت کردن آن در منزلی.