معنی لنگری
4 بازدید
[ لَ گَ ] (حامص) عمل مقیم ساختن به جائی یا متوقف کردن : آسمان در کشتی عمرم ندارد جز دو کار گاه شادی، بادبانی گاه محنت، لنگری.انوری. || (ص نسبی) منسوب به لنگر. صوفیه و اخیه و ارباب فتوت. اهل لنگر.[ لَ گَ ] (اِ) بشقاب مانند بسیار بزرگ که در آن پلاو کنند و آن نسبت به لنگر صوفیان و فتیان است که این ظرف در آنجا به کار برده میشد. نوعی از طشت بزرگ. (غیاث). بشقابی سخت بزرگ . لگن مانندی بزرگ برای غذاخوری. صحن. بشقاب گونه ای بسیار بزرگ با لبهٔ پهن که در لنگرها در آن طعام کشیدندی خوردن صوفیان را. ظرف بزرگ برای کشیدن پلو، شاید معمول لنگرهای درویشان بوده است. قسمی دوری بزرگ. دوری بسیار بزرگ لب تخت. ظرف غذا که از قاب بزرگتر باشد. دوری های بسیار بزرگ با لبه های پهن :
کلمات همقافیه با «لنگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر