معنی لطف‌آباد

معنی واژه لطف‌آباد

4 بازدید
[ لُ ] (اِخ) دهی از دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه، واقع در ۱۵هزارگزی شمال باختری تربت حیدریه، سر راه شوسهٔ عمومی تربت حیدریه به رشخوار. جلگه، گرمسیر و دارای ۴۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات و پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ لُ ] (اِخ) دهی از دهستان فروغن بخش ششتمد شهرستان سبزوار، واقع در ۴۲هزارگزی باختری ششتمد و ۷هزارگزی جنوب کال شور. جلگه، گرمسیر و دارای ۱۳۳ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول عمدهٔ آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت و راه آنجا مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ لُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش و دهستان لطف آباد شهرستان دره گز، واقع در ۲۴هزارگزی شمال خاوری دره گز. جلگه، معتدل و دارای ۲۵۹۵ تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آنجا غلات، پنبه و انگور. شغل اهالی زراعت و راه آنجا اتومبیل رو است. ادارات دولتی: بخشداری، شهربانی، دارائی، ژاندارمری، پست و تلگراف، فرهنگ، گمرک، مرزبانی، پادگان نظامی و دبستانی نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ لُ ] (اِخ) نام یکی از بخشهای پنجگانهٔ شهرستان دره گز که محدود است از شمال به خاک شوروی، از خاور به بخش کلات، از جنوب و جنوب باختری به بخش چاپشلو و از باختر به بخش حومهٔ دره گز. لطف آباد تا اوایل سال ۱۳۲۹ یکی از دهستانهای تابع بخش دره گز بود و موقعی که دره گز به شهرستان تبدیل شده لطف آباد نیز به بخش تبدیل گشته است. این بخش از ۱۲ آبادی تشکیل یافته و مجموع نفوس آن در حدود ۵۷۷۲ نفر است. اهمیت لطف آباد به واسطهٔ موقعیت آن است که در مرز واقع شده، لیکن نسبت به جمعیت و محصول چندان قابل ملاحظه نیست. راه شوسهٔ مرکز استان به لطف آباد منتهی میشود. محصول عمده آنجا غلات، پنبه و انگور. شغل مردان آن زراعت و مالداری و صنایع دستی زنان قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ لُ ] (اِخ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ۴۵هزارگزی جنوب مراغه و ۸۵۰۰گزی خاور شوسهٔ مراغه به میاندوآب. جلگه، معتدل و مالاریائی و دارای ۱۰۲ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ لیلان. محصول آنجا غلات، چغندر و نخود. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ لُ ] (اِخ) دهی از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور، واقع در ششهزارگزی باختر نیشابور. جلگه، معتدل و دارای ۶۱۳ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات و پنبه. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید