معنی لرزنه
7 بازدید
[ لَ زَ نَ ] (اِخ) نام موضعی به سوادکوه مازندران. (سفرنامهٔ رابینو بخش انگلیسی ص ۱۱۶). دهی از دهستان بخش سوادکوه شهرستان ساری، واقع در چهارصد هزارگزی شمال آلاشت. در زمستان سکنه ندارد و در تابستان از دهستان لفور در حدود دویست نفر برای تعلیف احشام خود و استفاده از هوا به این ده می آیند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «لرزنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر