معنی لرزماهی
7 بازدید
[ لَ ] (اِ مرکب) نوعی از ماهی پهن که در قاعدهٔ سرش آلتی مولد الکتریسته باشد و بدان سبب در بسودن آن دست و بازو لرزان گردد چندانکه آن ماهی زنده باشد و به عربی آن را رَعاد گویند. وی دیگر ماهیان را بکشد. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «لرزماهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر