معنی لرزش
7 بازدید
[ لَ زِ ] (اِمص) اسم مصدر از لرزیدن (این قلیل الاستعمال است). لزر. لرزه. لرزیدن. رعدة. اِرتعاد. رجفة . اهتزاز. ارتعاش : ز باریدن برف و باران و سیل به لرزش درافتاده همچون سهیل.سعدی. نفاض؛ لرزش تب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لرزش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زش» برای سرودن شعر