معنی لرزانی
6 بازدید
[ لَ ] (حامص) عمل لرزان. حالت و چگونگی لرزان. در حالت لرز و لرزیدن. لرزندگی : بزرگ امید خردامید گشته به لرزانی چو برگ بید گشته.نظامی.
کلمات همقافیه با «لرزانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر