معنی لخفة
6 بازدید
[ لَ فَ ] (ع اِ) سُرین. || حلقهٔ دُبر. || داغی است. (منتهی الارب). قسمی داغ. || سنگ سپید تُنک. ج، لِخاف. (منتهی الارب). سنگ تنک. (مهذب الاسماء). سنگ سپید و تنک که بر آن نوشتندی. (ابن الندیم ص ۳۱): و العرب تکتب فی اکتاف الابل واللخاف و هی الحجاره الرقاق البیض. (ابن الندیم). قسمتی از قرآن بر این سنگها یعنی لخاف نبشته بود. قال زیدبن ثابت فواللََّه لنقل جبل من الجبال ماکان اثقل علی من الذی امرنی [عمربن الخطاب ] به من جمع القرآن اجمع من الرقاع و اللخاف و العسف و صدور الرجال. (ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «لخفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر