معنی لخف
13 بازدید
[ لَ ] (ع مص) فراخ کردن داغ و نشان آن را. || زدن سخت. (منتهی الارب). ضرب شدید. (زوزنی).[ لَ ] (ع اِ) مِسکهٔ تُنک. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لخف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خف» برای سرودن شعر