معنی لحیان

معنی لحیان

8 بازدید
[ لِ حْ ] (ع اِ) آب اندک. || گو که سیل کنده باشد. (منتهی الارب). || نام شکلی از شانزده شکل رمل به این صورت: -ااا- (آنندراج). || (ص) لحیانی. ریشو. بلمه. صاحب ریش دراز.
[ لِ حْ ] (اِخ) پدر بطنی است و هو لحیان بن هذیل بن مدرکةبن الیاس بن مضر. (منتهی الارب). و اسامةبن عمرو الفقیه از نسل اوست. (الاعلام زرکلی ج ۳).لحیان از بنی هذیل اند. (تاریخ گزیده ص ۱۲۶).
[ لِ حْ ] (اِخ) مغاکی آب دار. یا گوی از آن بنی ابوبکربن کلاب. (معجم البلدان).
[ لَ حْ ] (ع اِ) تثنیهٔ لَحْی. (معجم البلدان ذیل کلمهٔ لحیان).
[ لَ حْ ] (اِخ) نام کوشک نعمان در حیرة. (منتهی الارب). ابیض نعمان. قصری که نعمان به حیره داشت. حاتم طائی گوید: و مازلت اسعی بین خصّ و دارة و لحیان حتی خفتُ ان اتنصرا. (معجم البلدان).
[ لُ حْ ] (اِخ) نام دو رودبار است. (منتهی الارب).
[ لُ حْ ] (اِخ) ذولحیان لقب اسدبن عوف است. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «لحیان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید