معنی لجف
6 بازدید
[ لَ ] (ع مص) سخت زدن. || کندن در بن خوابگاه آهو. (منتهی الارب).[ لَ جَ ] (ع اِ) کندگی کرانهٔ خوابگاه آهو. || مغاکی بر کرانهٔ چاه. جای آب خورد از حوالی تک چاه. || میانهٔ رودبار. (منتهی الارب). میانهٔ رود. (مهذب الاسماء). میانه وادی. (منتخب اللغات). || ایستادنگاه توجبه (یعنی سیلاب). ج، الجاف. || چاه سرتنگ فراخ شکم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لجف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جف» برای سرودن شعر