معنی لجح
6 بازدید
[ لُ ] (ع اِ) تک و پستی چاه و وادی. (منتهی الارب). || پایاب که سرش تنگ بود و بن فراخ. ج، لجوح. (مهذب الاسماء).[ لَ جَ ] (ع اِ) پلک بالایین چشم. || (مص) گوشت گرفتن بام چشم. || روان شدن خم چشم. (منتهی الارب). || چشم پر خیم کردن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «لجح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جح» برای سرودن شعر