معنی لجأ
6 بازدید
[ لَ جَ ءْ ] (ع اِ) پناه جای. || غوک. (منتهی الارب).[ لَ جَ ءْ ] (ع مص) پناه گرفتن. (منتهی الارب).[ لَ جَ ءْ ] (اِخ) نام جد عمروبن اشعب. (منتهی الارب).[ لَ جَ ءْ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب). نام موضعی مرتفع به سوریه در سنجاق حوران واقع در شمال غربی جبل حوران. به مشرق آن وادی لوده و به مغرب وادی اطرم و به جنوب وادی القنوات باشد. و آن را اراضی بلند و غریب شکل باشد و از مواد آتشفشانی که در عهود سالفه از کوه آتشفشان حوران خارج گشته تشکیل گردیده و ضخامت این مواد به دویست گز میرسد که پس از انفجار شکاف برداشته و ایجاد پرتگاههای مخوف و دره های ژرف کرده است و هم بر اثر انفجار گازهای زیرزمینی بکلی زیر و زبر گشته و بشکل تخته سنگهای جسیم غیرمنظم درآمده و از قدیم عاصیان و طاغیان این محل مساعد را ملاذ و ملجاء خود ساخته اند و بدین مناسبت لجأ نام گرفته و عبرانیان قدیم اوحوپ و یونانیان خوترانیتس نامیده اند. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «لجأ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جأ» برای سرودن شعر