معنی لبیک

معنی لبیک

5 بازدید
[ لَ بْ بَ ] (ع صوت) اجابت باد ترا. ایستادم به فرمانبرداری. ایستاده ام فرمان ترا. مطیع ترا. ای اَنا مقیمُ علی طاعتک و خدمتک؛ اینک من در طاعت و خدمت ایستاده ام. نک من. اینک من. || آری. بلی. صاحب آنندراج گوید:... گاه بعد لبیک لفظ سعدیک نیز می آید و معنیش چنین باشد یاری میدهم یاری دادنی و این کلمهٔ ایجاب است هرگاه مخدومی خادمی را به طلب ندا کند خادم در جواب گوید لبیک و حاجیان نیز این لفظ را در مقام عرفات بار بار میگویند. (آنندراج): پس گفتم ای قاسم: گفت لبیک. گفتم تندرستی و هستی. گفت هستم. (تاریخ بیهقی ص ۱۷۳). موکب طاهری آواز برآورد بلند هر سویی از ظفر و نصرت لبیک بخاست. مسعودسعد. حج مپندار گفت لبیکی جامه مفکن به آتش از کیکی.سنایی. انجم ماه وش آمادهٔ حج آمده اند تا خواص از همه لبیک مثنا بینند (؟). خاقانی. تیغ از تو و لبیک نهانی از من زخم از تو و تسلیم جوانی از من.خاقانی. پس از میقات حجّ و طوف کعبه جمار و سعی و لبیک و مصلی.خاقانی. به لبیک حجاج بیت الحرام به مدفون یثرب علیه السلام.سعدی. هر دمش صد نامه صد پیک از خدا یاربی زد شصت لبیک از خدا.مولوی. - دعوت حق را لبیک اجابت گفتن؛ مردن. - لبیک و سعدیک؛ اسعاداً بعد اسعاد.

کلمات هم‌قافیه با «لبیک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید