معنی لبادة
6 بازدید
[ لُ بْ با دَ ] (ع اِ) بارانی نمدین. (منتهی الارب). جامهٔ نمدین. نمد قبا. قباء نمد. جامهٔ بارانی. لباس نمدین. بالاپوش که در باران پوشند. ج، لبادات : بر سر عصابهٔ زر رومی کند همی در بر لباده ای ز زبرجد کند همی. منوچهری. و آن روز شیر لباده نام کردند او را [لیث بن علی را] که لبادهٔ سرخ پوشیده بود. (تاریخ سیستان ص ۲۸۴). || نمد. (نصاب الصبیان). نمط.
کلمات همقافیه با «لبادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر