معنی لام الف
6 بازدید
[ اَ لِ ] (اِ مرکب) لام الف لا. نام الف ساکن باشد و در الفبا آن را به صورت «لا» ضبط کنند. و از آن در حروف الف را خواهند یعنی همزهٔ ساکنه را. رجوع به لا شود: قلمت نافذ امر است و چنان گر خواهد لام الف منفی گردد ز حروف معجم.سوزنی. || گره بشکل لا. الف دانه. گرهی که چون لام الف بندند. لامه : چون لام الف گرفته من او را کنار واو پیراسته دو زلفک چون دال کرده لام. یوسف بن نصرکاتب. وان فکنده نیزه ها چون لام الف در یکدگر. کمال اسماعیل. || لامه. لامک. رجوع به لامه شود.
کلمات همقافیه با «لام الف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لف» برای سرودن شعر