معنی لامساس
7 بازدید
[ مِ ] (ع جملهٔ اسمیه) به معنی نه ببسودن. اقتباس از نود و هفتمین آیهٔ کریمه از سورهٔ طه : {/Bقََالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی اَلْحَیََاةِ أَنْ تَقُولَ لاََ مِسََاسَ . ۱-۱۰۲۰:۹۷/}(قرآن ۲۰/۹۷)؛ گفت پس برو پس بتحقیق مر تراست در زندگانی که بگوئی مسّ کردنی نیست مرا. (تفسیر ابوالفتوح رازی). صاحب غیاث آرد: یعنی گفت موسی (ع) سامری گوساله ساز را که پس برو از میان ما بدرستی که هست ترا از عقوبت در زندگی که گوئی هر کرا که نزد تو آید سودن مکن مرا یعنی دور شو از من چرا که هر که نزدیک شدی به او او را و آن کس را تب گرفتی از این بیم مردمان ازو و او از مردمان گریزان میبود. (غیاث، از تفسیر حسینی): اینکه من خادم همی پردازم اکنون ساحریست سامری کو تا بیابد گوشمال لامساس. انوری.
کلمات همقافیه با «لامساس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر