معنی لالکا

معنی لالکا

5 بازدید
[ لَ ] (اِ) لالک. کفش. پای افزار. لالکه. (معجم الادباء ج ۳ ص ۱۹۶). لَلکا. معرب آن لالجة است. (معجم الادباء ج ۱ ص ۲۳۴): و آن را که بر آخور ده اسب تازیست در پای برادرش لالکا نیست.ناصرخسرو. آخر ارچه عقل ما گم شد ولی از روی حس سر ز لالک باز میدانیم و پای از لالکا. سنائی. بِل تا کف پای تو ببوسیم پندار که مهر لالکائیم.سنائی. مگر آن روستائی بود دلتنگ به شهر آمد همی زد مطربی چنگ خوش آمد چونکه مطرب چنگ بنواخت ز نغزی لالکا بر مطرب انداخت سر مطرب شکست او چنگ بفکند بروت روستائی پاک برکند. عطار (اسرارنامه). چو بیرون خرگه نهی لالکا لهم باشد آن لالکا، لالکا. (از صحاح الفرس). || لالهٔ گوش. رجوع به لالهٔ گوش شود. || تاج خروس. لالک : تبر از بس که زد به دشمن کوس سرخ شد همچو لالکای خروس.رودکی. || مطلق تاج. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «لالکا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید