معنی لاقطالنحاس
4 بازدید
[ قِ طُنْ نُ ] (ع اِ مرکب) سنگی اغبر رنگ است مس و روی و برنج را بخود کشد و اگر بوزن دانگی از آن برده درم مس گداخته نهند آن را برنگ زر گرداند و آن رنگ بدشواری از او بیرون رود. و اگر مسحوق آن بسنگ و وزن جوی به آب و شیرینی و شربت کرده بصاحب صرع دهند صحت یابد. (نزهةالقلوب).
کلمات همقافیه با «لاقطالنحاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر