معنی لاقطالقطن
4 بازدید
[ قِ طُلْ قُ ] (ع اِ مرکب) رنگش مانند پنبه سفید است که پنبه و رکو را بخود کشد آن را در رمل حل کرده بر مس مالند رنگش چون نقره شود. (نزهةالقلوب).
کلمات همقافیه با «لاقطالقطن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طن» برای سرودن شعر