معنی لاشه کردن
6 بازدید
[ شَ / شِ کَ دَ ] (مص مرکب) لاشه کردن سند یا قباله یا حجتی، بیرون کردن امضای آن. باطل کردن آن. مهر و امضای آن را محو یا جدا کردن. کشیدن مهر و امضا.
کلمات همقافیه با «لاشه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر