معنی لاشه سوار
5 بازدید
[ شَ / شِ سَ ] (ص مرکب) سوار اسبی نزار: مدد لاشه سواری چکند لشکرگاه. اثیر اخسیکتی.
کلمات همقافیه با «لاشه سوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر