معنی لازم گرفتن
5 بازدید
[ زِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) لازم گرفتن جائی، مقیم و ملازم آنجا شدن و هماره بدانجا بودن. - لازم گرفتن چیزی یا کسی را؛ پیوسته با او بودن. رجوع به کلمهٔ لازم شود.
کلمات همقافیه با «لازم گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر