معنی لاده
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (ص) بی عقل. احمق. ابله. (برهان). بیخرد. کودن. گول : نه که هر زن دغا و لاده بود شیر نر هست و شیر ماده بود.اوحدی. || سگ ماده را نیز گویند. (برهان). لاس. || (اِ) جامهٔ حریر سرخ که از چین آرند. لاذة.[ دَ ] (اِخ) نام جزیرهٔ کوچکی در آسیای صغیر برابر شهر قدیمی میله و در ازمنهٔ قدیمه دو جنگ بزرگ بدانجا بوده است یکی در ۴۹۸ ق. م. و آن جنگی بود میان ایرانیان و مهاجرین یونانی آسیای صغیر و ایرانیان در این جنگ کشتیهای یونانی را غرق کردند و یونیه را مسخر ساختند و جنگ دوم جنگی است که در سال ۲۰۰ ق. م. وقوع یافت و آتال، فیلیپ پنجم را در آن جنگ مغلوب کرد. این جزیره از دیری متصل به خشکی شده و امروز اثری از آن نیست. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «لاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر