معنی لادنه
7 بازدید
[ دَ نَ / نِ ] (اِ) گیاهی باشد که از پوست ساق آن ریسمان سازند. و به هندی سن گویند. (غیاث) (برهان). || فارسی لادن. (صیدنهٔ ابوریحان بیرونی). رجوع به لادن، عنبر عسلی، شود.
کلمات همقافیه با «لادنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر