معنی لابدی
7 بازدید
[ بُ دْ دی ] (حامص مرکب) لاعلاجی. ناچاری. بی چارگی. ضرورت. ناگزیری. آنچه که بالضروره باشد و از آن چاره نبود. (غیاث).
کلمات همقافیه با «لابدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر