معنی لؤاب
7 بازدید
[ لُ آ ] (ع مص) گرد گشتن تشنه حوالی آب بی آنکه برسد آن را. لوب. لؤوب. (منتهی الارب). || تشنه شدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی).[ لُ آ ] (ع اِ) پر تیر که از سوی پشت بود و آن نیکو بود. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «لؤاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر