معنی قیماز
6 بازدید
[ قَ ] (ترکی، اِ) کنیز و خدمتگار. (آنندراج) (غیاث اللغات): پس در خانه بگو قیماز را تا بیارد آن رقاق و قاز را. مولوی (از فرهنگ فارسی معین).[ قَ ] (اِخ) قطب الدین. رجوع به قطب الدین قیماز شود.
کلمات همقافیه با «قیماز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر