معنی واژه قیصوم
4 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) نوعی از برنجاسب است که بوی مادران باشد. (برهان). برنجاسف است و آن از اسپرمهاست. (از ذخیرهٔ خوارزمشاهی). شاه بابک. شاه بانگ. جمسفرم بری. برترف. شجرهٔ ابراهیم. شجرهٔ مریم. (یادداشت مرحوم دهخدا). گیاهی است و آن بر دو قسم است: نر و ماده. اطراف آن گیاه سودمند است و دارای شکوفه ای است طلائی و سخت تلخ و برگهایی چون سداب و میوه ای چون دانهٔ آس و بسیار خوشبو که در معالجات به کار رود. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). گویند: فلان یمضع الشیح و القیصوم؛ دربارهٔ کسی که خالص در بدویت باشد. (از اقرب الموارد از اساس اللغة). مشک چوپان. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به تحفهٔ حکیم مؤمن شود.